دو شنبه، 01 مهر 98 ساعت 12:07 ق.ظ

- فرهنگ و هنر

تاریخ 1393-10-16 23:24:58

مدیران و مسئولان ازسیره نبوی بیاموزند. حسن رمضانزاده

مازنیوز:((سیره نبوی)) فقط سیره اخلاقی و سیره فردی و عبادی نیست. شناخت سیره نبوی در برابر کفر و شرک و هجوم نظامی و فرهنگی آنان، به شدت مورد نیاز دولت مردان دنیای اسلام است و این مدیران و رهبران فرهنگی، سیاسی و اجرایی امت هستند که بیش از همه به «سیره نبوی» نیاز دارند.
مدیران و مسئولان ازسیره نبوی بیاموزند.          حسن رمضانزاده

دشمنان از سیره پیامبر در اذکار و دعا و خواب و استراحت نمی ترسند و میلیون نسخه از آداب و اذکار فردی را در ایام حج به زبان های گوناگون پخش می کنند. آنان از «ولایت نبوی» و «برائت علوی» بیم دارند.

گرچه توده های مردم مسلمان به سیره و سخن پیامبر همیشه نیازمندند و تا حدودی در مسیر آن گام برمی دارند، اما آنچه جامعه اسلامی از آن تا حد زیادی محروم است و بیش از همیشه بدان نیاز دارد، سیره نبوی در زندگی و روش و منش حاکمان و دولت مردان و مدیران دنیای اسلام است. سلطه سیاسی، سلطه اقتصادی و سلطه فرهنگی و هجوم نظامی صهیونیسم و کفار صلیبی بر بلاد اسلامی، پیامد دوری حکام و مدیران کشورهای اسلامی از اندیشه و سیره نبوی است.

خود رسول خدا۹ فرمود:

)لست اخاف علی امتی جوعاً تقتلهم و لا عدوّاً یجتاحهم و لکنّی اخاف علی امتی ائمه مضلّین إن اطاعوهم فتنوهم و ان عصوهم قتلوهم؛(۴) من بر امتم از گرسنگی مرگبار نمی ترسم، از دشمن خارجی ویرانگر نمی ترسم، ولیکن از پیشوایانی گمراهگر بیم دارم که اگر از آنان اطاعت کنند، از دین بیرون می روند و اگر مخالفت کنند، کشته می شوند(

تاکنون آنچه از سیره و سنن پیامبر گرامی مطرح شده و می شود، بیشتر سیره و سنن فردی پیامبر بزرگوار در بخش اخلاقی و عبادی است؛ و حال آنکه از دیدگاه ما بیش از توده های مردم دولت مردان و مردان میدان مدیریت، سیاست و اقتصاد جامعه و مسئولان کشور های اسلامی در بخش های قانون گذاری، قضاوت و اجرا نیازمند شناخت عمیق تر و اجرای دقیق تر سیره و اخلاق نبوی هستند. سیره سیاسی رسول اعظم، سیره اقتصادی رسول اعظم، سیره مدیریتی پیامبر، سیره فرهنگی پیامبر بزرگ، و سیره نظامی رسول خدا به عنوان حاکم اسلامی، مورد نیاز امروز ماست. «رسالت» و «ولایت» پیامبر اعظم، مهم ترین نقطه درگیری دنیای اسلام با کفر جهانی است. «رسالت» قانون زندگی بشر را تعیین می کند و«ولایت» شاخصه های «حاکم» بر «جامعه» را نشان می دهد. استکبار این رسالت را که در قرآن تجلّی یافته، مزاحم خویش می بیند و این «ولایت» را که در عترت تداوم دارد، مشکل آفرین می داند.

هجوم تبلیغاتی غرب به قرآن ، پیامبر، تشیع، امامت، ولایت فقیه و تمسخر اسلام و مسلمانان و تفرقه افکنی بین مسلمین با تمام ابزارها، فشار روزافزون بر مسلمانان غرب نشین و بانوان محجبه در بلاد غربی و هجوم نظامی به لبنان و فلسطین و افغانستان و دیگر کشورهای اسلامی، همه و همه نشان از زندگی و اثرگذاری «اندیشه های محمّدی» و ترس و وحشت صهیونیسم جهانی از بیداری اسلامی دارد.

برای آنها که در زمین ادعای خدایی می کنند و همه را برده خویش می خواهند، حضور پیامبری که از سوی خدا «ولایت» دارد و بندگان خدا را از زنجیرهای زر و زور و تزویر سرمایه داری آزاد می کند، و فریاد «توحید» و «عدالت» و «اخلاق» برمی آورد، به راستی وحشت آفرین است. تمام کتاب های ضد اسلام، اظهارنظرهای ضد پیامبر، شبهه پراکنی ها و سایت های ضد اسلام و پیامبر اعظم و تفرقه افکنی ها بین فرق اسلامی ، لشکرکشی و اعزام ناوگان و احداث پایگاه در این راستا قابل تحلیل است.

صهیونیسم، جهان را برای خویش می خواهد، و محمد همه را برای خدا. طبیعی است که این دو آرمان با یکدیگر ناسازگار است و جنگ همیشه تاریخ، جنگ توحید و شرک است.

از دشمن چیزی جز هجوم و سیاه نمایی و دروغ و فریب انتظار نیست، ولی از پیروان محمد و علی علیه السلام در جهان اسلام، انتظاری دیگر است؛ انتظار بیداری، انتظار برادری، انتظار همفکری، انتظار مسلمانی و جهاد.

غفلت های بزرگ که امروز دولتمردان و برخی نظام مهای اجتماعی و سیاسی به آن دچار هستند :

غفلت از شناخت پیامبر اعظم؛

غفلت از معرفی آن بزرگوار؛

غفلت از هجوم دشمن به بلاد اسلامی؛

غفلت از آرمان های والای نبوی؛

غفلت از قرآن و پیام محمدی

غفلت از اشغال بلاد اسلامی؛

بدین ترتیب حاکمان و مدیران جامعه،امانتی‏ سنگین بر دوش دارند که باید آن را خوب حفظ نموده و به مقصد برسانند.امام صادق(ع)از پیامبر اعظم(ص)روایت نموده که: «از ما نیست کسی که به امانت پشت کند»(الکافی،ج ۵،ص‏ ۱۳۳)ابوحمزه ثمالی از امام سجاد(ع)نقل می‏کند که به شیعیان‏ خود می‏فرمود:«بر شما باد ادای امانت.به خدایی که‏ محمد(ص)را به حق به پیامبری مبعوث کرد اگر قاتل پدرم حسین‏ بن علی(ع)به من اعتماد کند و شمشیری که پدرم را با آن کشته نزد من امانت گذارد،بدون شک آن را به او برمی‏گردانم»شو به امانت‏ خیانت روان نمی‏دارمش.(وسائل الشیعه،ج ۱۳،ص ۲۲۵)در جای دیگر می‏فرماید:«به طولانی بودن رکوع و سجود فرد نگاه‏ نکنید،زیرا به آن عادت کرده و اگر ترک کند دچار وحشت می‏شود، ولی به راستگویی و ادای امانت او نگاه کنید».(الکافی،ج ۲،ص‏ ۱۰۵)علاوه بر این‏ها خداوند به ما می‏فرماید که ما باید از چه‏ کسانی در تمام امور الگو و سرمشق بگیریم و چگونه عمل نماییم. در سوره احزاب آیه ۲۱ می‏فرماید:«اقتدا به رسول خدا(ص)اسوه‏ و الگوی شایسته‏ای است برای کسی که به ثواب خداوند در روز قیامت امیدوار باشد و یاد خدا را بسیار کند.در قاموس و چارچوب‏ چنین مدیریتی انتظار می‏رود که مدیران لایق از صفات ذیل‏ برخوردار باشند:
*داشتن ایمان و ارتباط با خداوند
*داشتن مهر و عطوفت نسبت به مردم
*داشتن سعه صدر
*داشتن صبر و شکیبایی در برخورد با مسائل‏ ۵-داشتن شایستگی و لیاقت در انجام امور
*ریاست‏طلب و خودکامه نبودن
*اطاعت نمودن کارگزاران از مدیر در جایگاه حق سنت الهی این گونه است که هر اندازه رابطه‏ میان انسان و خدا اصلاح شود به همان اندازه‏ رابطه انسان با عالم اصلاح می‏شود
*تفویض اختیار و مسئولیت‏خواهی،کنترل و نظارت
*شور و مشورت با افراد صالح و شایسته
*وفای به عهد
*عدم احتجاب و احتراز از فاصله گرفتن از مردم
*عدم سوء استفاده مدیر و وابستگان از امکانات
*داشتن روحیه انتقادپذیری
*برقراری عدالت
*قضاوت و داوری

نتیجه اینکه مدیران تلاش کنند در کردار و گفتار خود در انجام امور مربوط به مردم و زمامداری این امانت نبوی را به درستی حافظ باشند قواعد دینی و نبوی را در الویت کار خود قرار دهند تا باشد که نظام ایمانی و دینی حاکم بر جامعه قوت و شدت بیشتری به خود بگیرد تا در سایه سار این سیره الهی و نبوی جامعه از رد و بالندگی معنوی برخوردار شود .

منبع:کیاپرس

نظر شما

Your Name Description

Your Email Description

Your Website Description

Your Comment Description

 

Parent Comment Description

کاربر گرامی، وارد نمودن نام و نام خانوادگی، آدرس ایمیل و آدرس وب‌سایت اختیاری می‌باشد.
تبلیغات