چهار شنبه، 24 مهر 98 ساعت 03:07 ب.ظ

- اجتماعی

تاریخ 21:08:51 1398/03/20
مهران عمادی ازوجی؛

صنایع دستی نمادعینی«رونق تولید»

مازنیوز: بررسی و مطالعه در مورد صنایع دستی ، با توجه به جنبه های گوناگون و حائز اهمیت آن ،از زوایای مختلف امکان پذیر است ...
صنایع دستی نمادعینی«رونق تولید»

20خرداد روزجهانی صنایع دستی مبارک باد

تدوین:مهران عمادی ازوجی
مدرس ومحقق دانشگاه

مقدمه
بررسی و مطالعه در مورد صنایع دستی ، با توجه به جنبه های گوناگون و حائز اهمیت آن ،از زوایای مختلف امکان پذیر است . اما در چارچوب یک نگرش جامع به منظور تدوین سند برنامه توسعه صنعت دستی ناگریز به مسایلی همچون ساختارهای نیروی انسانی و اشتغال، نظام و ساماندهی فرایند تولید از جنبه های تجهیز منابع مالی و نیروی انسانی ، تهیه نهاده های تولید ، ساختار اقتصادی تولید در مواردی نظیر هدف تولید ، میزان انواع تولید ، هزینه ها ، ارزش تولیدات ، ارزش افزوده و بازارهای فروش ، مدیریت سازماندهی و تشکیلات پرداخته می شود . اقتصاددانان امروز، آیندۀ اقتصاد جهان را وابسته به هنر و صنایع دستی می‌دانند و معتقدند حجم عظیمی از مبادلات تجاری و بازرگانی بازارهای آیندۀ جهان در تسخیر صنایع دستی و هنرهای سنتی خواهد بود.
در این مقاله ، با توجه به شعارسال«رونق تولید » و چارچوب مطالعاتی مورد نظر«مسائل اجتماعی واقتصادی وفرهنگی مربوط به صنایع دستی» مانندتولید ورونق آن، اشتغال خانگی، تولیدکارگاهی،آموزش صنایع دستی به آینده گان،درآمد سرپرستان خانواده،مورد توجه قرار می گیرد .
مقاله حاضربا هدف نگرشی کاربردی به مسائل صنایع دستی ، به موارد ذیل می پردازد:
الف) کلیات صنایع دستی
1-اهمیت موضوع صنایع دستی
2- ارائه تعریفی جامع و روشن از " صنایع دستی " و مفاهیم مربوط به آن
3- بررسی پیشینه تاریخی صنایع دستی باتاکید برصنایع دستی مرسوم در استان مازندران.
4-انواع صنایع دستی درمازندران برحسب نوع ومحل تولید
5-تقسیم بندی صنایع دستی وانواع آن
ب) پنج سوال کلیدی دربرنامه ریزی توسعه صنایع دستی مازندران
1-ارزیابی وضعیت موجود
2-بررسی گذشته صنایع دستی
3-خلق آینده فوق العاده درصنایع دستی
4-تعیین گام های بعدی توسعه صنایع دستی مازندران
5-تهیه چک لیست اقدامات والزامات توسعه صنایع دستی مازندران
دربخش کاربردی این مقاله ، سعی خواهد شد با مطالعه در مورد گرایشهای مصرفی متقاضیان صنایع دستی ، الگوی تولید محصولات هنری ورونق آن ، انگیزه و گرایشهای هنرمندان وعوامل مرتبط با آن ، تحولات مربوط به توسعه صنایع دستی و راهکارهای مناسب برای ایجاد تحول و نوآوری با تاکید برجنبه بازاریابی مطرح گردد.

الف) کلیات صنایع دستی
1-اهمیت موضوع صنایع دستی
به منظور درک اهمیت صنایع دستی در ارکان حیات اجتماعی و اقتصادی یک جامعه تنها کافی است تا نظری اجمالی به ویژگیهای این فعالیت افکند . از جمله مهمترین ویژگیهایی که نشانگر اهمیت صنایع دستی هستند می توان به موارد ذیل اشاره کرد :
1- صنایع دستی نقشه مهمی برای نیروی انسانی در امر تولید درنظر می گیرند، چراکه در فرایند تولید این مصنوعات ، دست انسان دارای نقش اساسی است .
از آنجا که در فعالیتهای مربوط به صنایع دستی نیازی به کارشناس خارجی نیست و مواد اولیه مورد استفاده معمولا" از مواد ساده و در دسترس تشکیل می گردد که به آسانی و با بهای نسبتا" ارزان قابل تامین است . به همین جهت می توان اذعان نمود که فعالیت در اکثر رشته های صنایع دستی نیاز به ابزار و وسایل چندان پیچیده و سرمایه زیاد ندارد و عناصری مانند ذوق ،استعداد ، و مهارت صنعت گران مهمترین بخش این فعالیتها به شمار می آیند .
2- صنایع دستی در مناطق روستائی یکی از عوامل مکمل اقتصاد کشاورزی است و به دلیل دارا بودن پتانسیل ایجاد فرصت های شغلی و کسب درآمد، ضمن پر کردن ایام فراغت و بیکاری روستائیان ، مانع از مهاجرتهای گسترده فصلی دائمی آنها می گردد. در روند تولید صنایع دستی ، عامل انسانی پیوسته نقش تعیین کننده ای دارد . این نقش هم به شکل نیروی فکری و ذوقی، و هم به صورت نیروی بدنی در ساخت و شکل گیری فرآورده های گوناگون این رشته نمایان می شود . به همین سبب، ارزش افزوده شامل بهای نیروی کار مصرف شده درتولید این گونه کالاها در بسیاری موارد به 70 تا 80 درصد قیمت تمام شده می رسد . وجود این ویژگی موجب گردیده تا صنایع دستی همراه به صورت ابزار موثری برای ایجاد اشتغال مولد، کاهش انواع بیکاری و همچنین کند شدن جریان مهارجرتها از مناطق روستایی به شهرها مورد توجه برنامه ریزان قرارگیرد.
3- فعالیتها صنایع دستی به دلیل برخورداری ازویژگیهای تکنیکی ساده و بهره گیری از ابزارها و وسایل تکنولوژیکی آسان، به گونه ای است که امکان پرداختن به آنها در جوامع شهری، روستایی و عشایری ،و به صورت کارگاهی ،خانگی و یا حتی دوره گردی و سیار وجود دارد .

4-صنایع دستی به دلیل برخورداری از بار فرهنگی و دارا بودن جنبه های هنری ، و نیز با در نظر گرفتن اینکه در این گونه فعالیتها ، مهارتها و تخصصها در خلال گذار نسلها از پی یکدیگر منتقل می شوند ،می تواند عامل ترویج عناصر فرهنگی در نقاط مختلف کشور و حتی فراسوی مرزها و منعکس کننده سنتها باشد . در راستای تاکید برهمین جنبه است که مردم شناسان و قوم شناسان صنایع دستی را بازتابی از تاریخ و تمدن هر قوم و ملت تلقی می کنند.
5- تولیدات دستی اغلب بازگو کننده خصوصیات تاریخی ، اجتماعی ، و فرهنگی هر کشور بوده و عامل مهمی در شناساندن فرهنگ و تمدن ملل مختلف محسوب می شوند . به همین جهت مدتی است که با عرضه و نمایش نمونه های صنایع دستی در نمایشگاههای بین المللی و بازارهای مبادلاتی ، افزودن بربازاریابی و فروش این فرآورده ها، از صنایع دستی به عنوان یکی از جاذبه های جهانگردی و رونق صنعت گردشگری نیز استفاده می شود . اگر چه ،ورود جهانگردان و گردشگران خارجی نیز خود موجب رونق هرچه بیشتر بازار فرآورده های دستی می گردد. در کشور ما مخصوصا استان مازندران نیز به دلیل فراوانی منابع و مواد اولیه ارزان ، طولانی بودن پیشینه تولید صنایع دستی ، تنوع رشته های صنایع دست ساز و استقبال کشورهای دیگر از تولیدات صنعتگران ،صنایع دستی توانسته عامل موثر جهت جذب گروهی از افراد و زمینه ساز اشتغال برای آنها بوده و حداقل بخشی از درآمد و وسیله تامین معیشت آنها و خانواده هایشان باشد .
با اذعان به اهمیت چند جانبه صنایع دستی از جنبه های مختلف اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی، تاکید مقاله به رونق تولید وایجاد بازار فروش محصولات صنایع دستی می باشد.
.

2- تعریف صنایع دستی
صنعت به مفهوم عام به کارسیستماتیک یا منظمی اطلاق میشود که به منظور تغییر شکل مواد اولیه در جهت خلق ارزش اقتصادی انجام می گیرد. به بیان دیگر، صنعت فراگردی است که طی آن مواد با جابجایی یا تغییر شکل ، ارزش افزوده اقتصادی پیدا می کنند.
به طور کلی صنایع به چهار دسته سنگین ، سبک ، کوچک و دستی تقسیم می شود که هریک دارای خصوصیات منحصر بفرد خود هستند..
1- صنایع سنگین (Heavy industries) : این نوع صنایع که از آن بعنوان صنایع مادر یا کلیدی نیز یاد می شود به تولید انبوه ، ابزار کار و انواع ماشین آلات می پردازند به نحویکه می توان صنایع سنگین را تولید برای تولید دانست . چرا که صنایع سنگین عموما" وسایل ، ابزار و ماشین آلاتی را تولید می کنند که در بخشهای دیگر بکار می آیند . از جمله شاخصهای مهم این نوع صنایع می توان به نیاز بسیار بالا به سرمایه گذاری ، دانش فنی و ماشین آلات و تجهیزات پیچیده و نیروی انسانی متخصص اشاره کرد. از جمله صنایع سنگین می توان به صنایعی مانند نفت ، پتروشیمی ، مس ، ذوب آهن و غیره اشاره کرد .
2-صنایع سبک (Light industries): صنایع سبک شامل آن گروه از صنایعی می شوند که با بکارگیری ابزار وماشین آلات ( ساخته شده در صنایع سنگین ) به تولید انبوه کالاها و خدماتی می پردازند که در جامعه جهت مصرف به بازار عرضه می شوند . این گروه از صنایع در مقایسه با صنایع سنگین نیاز به تجهیزات و سرمایه کمتر و نیروی انسانی با تخصصهای نسبتا" پایین تر است . صنایعی مانند نساجی ، چرم و پوست ، مواد غذایی ، وسایل الکترونیکی را می توان در این گروه قرارداد.
3-صنایع کوچک (Small scale industries ): به صنایعی اطلاق می شود که عمدتا" حالت کارگاهی دارد و علاوه بر شهرها در روستاها نیز امکان پرداختن به آنها وجود دارد . این صنایع در مقایسه با صنایع سبک به نیروی انسانی کمتر و تجهیزات ووسایل محدودتری نیاز دارد و محتاج سرمایه گذاری زیاد نیست . در این رشته از صنعت بخشی از کار تولید توسط ماشین و قسمتی دیگر توسط نیروی بدنی کارگران انجام می شود . فعالیت هایی مانند بلوک زنی ، تراشکاری ، پیچ و مهره سازی ، پلاستیک سازی و عینک سازی را می توان در این گروه از صنایع قرار داد.
4-صنایع دستی ( Handi crafts): در برخورد اولیه با عنوان “صنایع دستی “شاید این تصویر پدید آید که هر صنعتی که با دست انجام پذیرد صنایع دستی است . اگر این تعریف کلی را بپذیریم ، بسیاری از صنایع و حرفه ها و مشاغل جامعه را در بر می گیرد. لیکن هدف از این واژه، ایجاد تمایز با صنایع ماشینی است، والا آنچه که امروز به آن صنعت دستی اطلاق می شود ، همان صنعت به مفهوم عام ، در قرون متمادی گذشته بوده است و اگر اصرار به تفریق آن است ، به جهت ویژگیهای خاص آنست ، که با ارائه تعریفی از آن و برشمردن برخی از ویژگیهای صنایع دستی ، لزوم تعیین این حدو مرز، ملموس تر خواهد بود.
در تعریفی ازمفهوم«صنایع دستی» چنین آمده است :

"صنایع دستی به بخشی از هنر و صنعت گفته می شود که با بهره گیری از مواد اولیه بومی و انجام کار اساسی به کمک دست افزار دستی در مراحل مختلف تولید ، منجر به ساخت محصولاتی شود که هر واحد از این محصولات به شکلی ، ذوق هنری و خلاقیت فکری سازنده آن را به نمایش بگذارد ، به طوری که این ویژگی وجه تمایز اصلی این نوع محصولات از محصولات مشابه ماشین ساخت و کارخانه می باشد» ( یاوری ، 1371: 14)
براساس تعریفی دیگراز« صنایع دستی »:
«به آن رشته از صنایع اطلاق می شود که تماما" یا قسمتی از مراحل ساخت فرآورده های آن با دست انجام گرفته ودرچارچوب فرهنگ و بینش های فلسفه و ذوق هنری انسانها هر منطقه با توجه به میراث های قومی آنان ساخته و پرداخته می شود».
( سازمان صنایع دستی ایران ، 1362: 12)

3- پیشینه صنایع دستی در مازندران
یافته های تاریخی نشانگر آن است که قدمت و دیرینه صنایع دستی در منطقه مازندران سابقه ای برابر با تاریخ ایران زمین دارد . نخستین نشانه های مربوط به صنایع دستی در منطقه مازندران را می توان به حدود شش هزار سال قبل از میلاد مربوط دانست . وسایلی که در غار کمربند در نزدیکی بهشهر بدست آمده و متعلق به حدود 6000 سال قبل از میلاد است نشان می دهدکه ریستن نخ از پشم گوسفند و موی بز بطور ابتدایی در آنزمان متداول بوده ، ولی دلیل در دست نیست که مردم آن سرزمین از نخ های رشته شده پارچه تهیه کرده باشند (نیازمند،1343: 1795). هرچند بر اساس برخی شواهد دیگر 11 قرن قبل از میلاد صنعت سفالگری در این منطقه رواج داشته است(همان:1849).
از جمله صنایع دستی دیگری که سابقه طولانی در منطقه دارد می توان به قالیبافی اشاره کرد. جغرافی نویسان در آثار خود آورده اند که ایالت مازندران واقع در ساحل دریای خزر در سده سوم هجری یکی از مراکز مهم قالیبافی بوده و در سده چهارم هجری شهر بخارا رقیب آن گردیده است (فریه و دیگران،1374 :118 ).این رسته اصفهانی که در اواخر قرن سوم می زیسته در کتاب الاعلاق النفیسه(177:1356 ) عنوان می کند که در شهر آمل تختگاه طبرستان فرشهای طبری بافته می شده است. به نظر می رسد که صنعت نساجی یا بافندگی در منطقه مازندران از قدمت و رواج زیادی برخوردار بوده است . به نوشته اصطخری در قرن چهارم هجری در منطقه طبرستان (مازندران) تولید ابریشم به حدی زیاد بوده است که به تعبیر وی "به همه آفاق"برده می شود . همچنین جامه های ابریشمی و صوف نیز در این منطقه تولید می شده است (اصطخری،1347"3-172). ابوعبدالله محمد ابن احمد در توصیفی که از اوضاع اقتصادی و اجتماعی مازندران در قرن چهارم هجری ذکرکرده است از آمل و ساری به عنوان دو مرکز مهم تولید لباس نام میبرد به نوشته وی:
"آمل تختگاه طبرستان و مرکز آن است . شهری است نام آور و مشهور . لباسی بسیار زیبا وفاخر در آنجا تولید می شود. ساری شهری است آبادان ، پارچه ها و لباس های فاخر و گرانبها در آنجا تولید می شود که در بازارهای آن عرضه می گردد"(محمد ابن احمد ،1906 :359 ).
به نوشته وی در قرن چهارم در طبرستان (مازندران)لباسهایی تولید می شده که در پوشاک و بافته های سایر مناطق برتری داشته اند و مرغوبیت پالتوها و جامه های ابریشمین طبری به آن اندازه بوده است که به مناطق دوردستی مانند مکه برده میشد و درآنجا با بهای زیاد به فروش می رسید (پیشین:367).
نویسنده حدودالعالم ضمن اشاره به صنایع دستی مانند پوشاک ، فرش و گلیم به ساخت صنایع دستی چوبی در قرن چهارم در مازندران اشاره کرده است. به نوشته وی در آن دوره شهرهای ساری و آمل از نظر بازرگانی رونق ویژه ای داشته اند و حتی محصولات دست ساز آن مانند صندل، جامه های حریر و پرنیان به همه دنیا صادر شده اند.
"از وی (آمل) جامه کتان و دستار و خیش و فرش طبری و حصیر طبری ، چوب شمشاد خیزد کی به همه جهان جایی دیگر نبود و از وی ترنج و نارنج خیزد و گلیم سپید گوش و گلیم دیلمی زربافت و دستارچه زربافت و کیمخته خیزد و از وی آلت های چوبی خیزد ، چون کفجه و شانه و شانه نیام و ترازوخانه وکاسه و طبق و طیفوری وآنچ بدین ماند"(حدود العالم...،1372 :397 ).
در ادامه با اشاره به موقعیت جغرافیایی شهرهایی مانند چالوس ، رودان ،و کلار و برخی دیگر از شهرهای مازندران ،به تولید و صدور بارانی از این ناحیه به همه جهان اشاره می کند و افزون بر آن از بافت گلیم هایی که در خود منطقه مورد استفاده قرار می گرفتند ،یاد می نماید(پیشین:398).
ذکریا محمود قزوینی مورخ قرن پنجم هجری با اشاره به پرورش کرم ابریشم در ناحیه مازندران که به تعبیر وی درآمد سرشاری نصیب مردم می کرده است ، عنوان نموده است :

در آن سرزمین (مازندران) ، از چوب شمشاد ، ظرفها و ابزارها و سینی ها و بشقاب ها می سازد که به ری حمل می شود و صنعتگران رازی آنها را بار دیگر خراطی کرده و لطافت آن را به کمال می رساند و آنگاه از ری به دیگر بلاد صادر می شود . در آنجا قباها و دستارهای بزرگ طبری می بافند ... همچنین جامه های ابریشمی و پالتوهای پشمی دوخته می شود"(قزوینی،بی تا:404) .
بر اساس نوشته های نویسنده تاریخ طبرستان در قرون ششم و هفتم هجری زنان از طریق انجام فعالیت های مربوط به صنایع دستی دارای در آمد های قابل توجهی بودند(محمد بن اسفندیار،بی تا :81) .
علاوه بر رواج و رونق صنعت ابریشم بافی و حریر بافی در مازندران که در شکوفایی اقتصادی این منطقه نیز تاثیر داشته است از بین صنایع چوبی که از گذشته های دور در منطقه مازندران رواج داشته و از جنبه هنری قابل توجهی بر خوردار بوده است می توان به منبت کاری اشاره نمود . این صنعت ظریف به واسطه وجود جنگلهای عظیم و چوب محکم و سخت در کناره های در یای خزر ،در ناحیه مازندران رواج و توسعه بسیار داشته است. منبت کاران در قرن های نهم و دهم هجری آثار ارزشمندی خلق کرده اند اما زمینه هنری این آثار از تنوع زیادی بر خوردار نبود و به طور عمده در چارچوب رفتارهای دینی انجام می پذیرفت به همین دلیل این صنعت جز در خدمت قرآن و مسجد و منبر و زریه و صندوق مراقد متبرکه به کار نمی رفت . نمونه مهمی که از صندوق عبور به مغرب زمین رسیده به امضای دو استاد است: یکی استاد احمد نجار و دیگری حسن بن حسین و تاریخ آن 877 هجری قمری است . ریزه کاریهای این صندوق اگرچه همطراز تزئینات آن زمان نیست ولی اصالت و ذوق منبت کاری را نشان می دهد این صنعت به هنر کده کاری در ایران عمق بخشیده است . (بی نیاز ،1343: 1855).
آدام اولئاریوس در سفرنامه خود به سال 1634 با اشاره به تولید ابریشم در ایران عنوان نموده است که این کالا از حق الامتیاز زیادی برخوردار بوده و تولید آن در مناطق شمالی ایران بویژه گیلان و مازندران رواج داشته است . به نوشته وی ، درآن تاریخ گیلان و مازندران ده هزار عدل ابریشم تولید می کرده اند (اولئاریوس،1362: 320 )که این میزان معادل تولید ابریشم در مناطق شیروان ،گرجستان ،ارمنستان و قره باغ بوده است .
ابریشم بافی ایران در زمان شاه عباس دوم به اوج کمال خود رسید.سده دوازدهم هجری قمری برای ایران از نظر سیاسی دوره پرفراز و نشیبی بود . اما با به قدرت رسیدن نادر شاه افشار امنیت و استقرار برای مدتی کوتاه به ایران بازگشت و این امر باعث رونق صنعت ابریشم بافی و بطور کلی صنایع بافندگی گردید . اما پس از پایان پادشاهی نادر شاه صنایع مذکور به سرعت دچار رکورد گردید و روبه زوال گذاشت. به نوشته فریه ، در سال 1163 هجری قمری بساط پرورش کرم ابریشم مازندران با سابقه هزار و چهارصد ساله اش تقریبا" بکلی ازمیان برچیده شد . با این همه پژوهش های اخیر بردوام یافتن نیروی ابتکار هنری در محل های پیشینه دار گواهی می دهد و به واقع اندک زمان بعد باروی کار آمدن سلسله قاجار در 1193 شیوه های نوینی رو به شکوفایی گزاردند (فریه و دیگران،1374: 168).
سلطان محمد سیف الدوله در سفر نامه خود که مربوط به اواخر قرن سیزدهم هجری میشود با اشاره به تولید ابریشم ، نیشکر،کتان ، و پنبه در شهرهای آمل ، امیر کلا و مشهد سر (بابلسر) و تاکید بر عمل آوری بسیار خوب ابریشم در این مناطق چنین می نگارد:
"زنهای این ولایت در صنعت کتان بافی و ابرایشم بافی ماهرند. الجه ها (الیجه ها ) و چادر شب ها و کتان های بسیار خوب می بافند"(سیف الدوله ،1364: 400).
آلکس بارنز نیز ، در سفر نامه خود که از نظر تاریخی تقریبا"با سفر نامه سیف الدوله مقارن می باشد ، ضمن اشاره به حاصلخیزی خطه مازندران ، به کشت فراوان پنبه و رواج پرورش کرم ابریشم در منطقه مذکور تاکید می نماید(بارنز،1366: 90 ) .
اطلاعات مندرج در سفر نامه های مختلف حکایتگر تولید ابریشم و رواج صنایع مربوط به آن در قرون گذشته میباشد. بنجامین به نقل از اولئاریوس عنوان نموده که مقدار تولید ابریشم مازندران در سال 1638 میلادی 196364 کیلو گرم بوده است که 11/11 در صد از کل ابریشم تولید شده ایران را تشکیل می داده است. وی همچنین به نقل از شاردن اشاره می کند که مقدار تولید ابریشم مازندران در سال 1660 میلادی 250909 هزار کیلوگرم می باشد که با وجود افزایش در تولید (نسبت به گفته اولئاریوس) حدود 10درصد ابریشم تولیدی ایران را تشکیل می داده است(سیف،1373 : 115 ).
لازم به توضیح است که در فاصله سالهای 1885 تا 1891 میلادی کل ابریشم تولید شده در مازندران فقط 1599 کیلوگرم بوده است که این میزان در مقایسه با دو مقطع زمانی 1638 و 1660 به تربیت 12/1 و 16/1 بوده است ، به نظر می رسد که تحولات سیاسی در این کاهش قابل ملاحظه نقش عمده ای ایفا می کرده اند .

درگیلان و مازندران همه خانواده ها در گیر پرورش کرم ابریشم هستند . بخش عمده ابرایشم تولید شده اصلا" روانه باز نمی شود بلکه توسط زنان بصورت پارچه زمختی در می آید که برای دوختن پیراهن ، شلوار دستمال و امثالهم استفاده می شود. در دیگر مناطق که تولید ابریشم به فراوانی گیلان و مازندران نیست هر تولید کننده ابریشم بخشی از ابریشم تولید شده رابرای مصرف شخصی بر می دارد ....( سیف ، 1373 : 301)
4-انواع صنایع دستی استان مازندران بر حسب نوع و محل تولید
استان مازندران با توجه به موقعیت ویژه آب و هوایی و اشتغال بخش عمده ای از جمعیت فعال آن به شغل دامداری و زراعت و نیز در دسترس بودن الیاف ، نخ و پشم و وجود جنگلها انبوه سابقه درخشانی در رشته های مختلف صنایع دستی دارد. هنرمندان صنایع دستی در سراسر استان از غرب تا شرق به فعالیتهای مختلف در زمینه های گوناگون هنری اشتغال دارند که برآورد های انجام شده حاکی از آن است که 90 درصد از آنان را دست بافان تشکیل می دهند که اغلب در مناطق هراز جریب بهشهر ، سوادکوه ، منطقه دو هراز و سه هزار تنکابن ، شهرهای قائمشهر ، بابل ، آمل و نور به سر می برند ، افزودن براین ، در غرب استان نیز صنعتگرانی به نمد مالی ، سفالگری ، کنده کاری روی چوب ، بامبو بافی می پردازند و در مرکز استان نیز صنایعی مانند منبت کاری ، سوزن دوزی و صدف رواج دارد و بخشی از این تولیدات حتی از طریق بخش خصوصی به خارج از کشور صادر می گردد .
شهرستان بهشهر در شرق استان مازندران از جمله مناطقی است که تولیدات دست بافت در آن رواج دارد . از جمله دست بافتها مشهور این منطقه "متکازین " است . این دست بافت زیبا و کاملا" سنتی معمولا" در ابعاد 70 ×110 و 70× 210 سانتیمتر و در رنگ بندیهای متنوع تولید می شود . و از این گلیمچه به عنوان زیر انداز و از برخی انواع آن به عنوان پشتی استفاده می شود . همچنین در این شهرستان بافت قالی و گلیم نیز رواج دارد و برخی از صنعتگران در منازل خود به بافت این محصولات اشتغال دارند . در شهرستان بهشهر ، افزون بر موارد ذکر شده ، صنایعی مانند نمد ، معرق ، منبت کاری ، سوزن دوزی و سفالگری به صورت محدود و پراکنده رواج دارند .
در شهرستان ساری صنایعی مانند صدفکاری ، سوزن دوزی ، معرق و منبت کاری ، قلم زنی ، قالیبافی و گلیم بافی به طور پراکنده و در مناطق مختلف آن رواج دارد .
از عمده فعالیتهای صنایع دستی درشهرستان نکا قالیبافی است. علاوه برقالیبافی ، در نکا ساخت سازهای زهی نیز رواج دارد .
قالیبافی ، علاوه بر مناطقی که ذکر شده ، در شهرستانهای آمل و بابل ، قائمشهر ، ساری و بهشهر نیز رواج دارد و بافت فرشهای صادراتی با طرح نائین در این شهرستانها انجام می گیرد . در سایر شهرهای استان نیز بافت فرشهایی با طرح ورامین وقم رایج است و در منطقه کلاردشت نیز بافت فرشهای صادراتی با نقوش ساده از حیوانات و گیاهان که خاص آن منطقه می باشد ، رواج دارد. سفالگری از جمله صنایعی است که در منطقه مازندران قدمتی دیرینه دارد. به دلیل خاک رس موجود در منطقه و رنگ زیبای آن پس از پخت ، سفالهای مازندران امکان تولید به صورت بی لعاب نیز دارند، در حال حاضر ، تولید سفال بیشتر در جویبار، تنکابن ، محمودآباد ؛ و چالوس رواج دارد .
کالاهای چوبی ، به ویژه کنده کاری روی چوب نیز از جمله صنایع با سابقه در استان مازندران است . هنرمندان این استان با استفاده از ابزارهای ساده تولیداتی بسیار زیبا که در عین مصرفی بودن دارای ارزش هنری نیز هستند تولید و عرضه می کنند، محصولاتی مانند عصا ، تخته ، لاک و جوله ( پارچ ) از جمله کالاهای چوبی هستند که در بابل ، نور ، ساری و قائمشهر تولید می شوند .
آلاشت از شهرهای تابع شهرستان سوادکوه ست که یک از اصیل ترین و سنتی ترین دست بافتهای مازندران ، یعنی جاجیم یا حمام سری در آن تولید می شود . مواد اولیه مصرفی این صنعت دست بافت پشم ، پنبه و کرک می باشد و در اندازه های 70×110 سانتیمتر و در رنگبندیهای متنوع تولید می گردد. این محصول در خود منطقه به عنوان سجاده و پشتی مورد استفاده قرار می گیرد ، اما موارد مصرف این محصول متعدد و متنوع است و در سایر مناطق ایران به عنوان رویه صندلی و پشتی نیز از آن استفاده می شود . موارد استفاده این محصول در سایر کالا به صورت تکمیلی نیز مشاهده می شود که از آن جمله می توان به استفاده از آن در تولید کیف ، چمدان و ساک خرید اشاره کرد .
از دیگر مناطق تولید دست بافت سنتی ، دهستان لفور از توابع شهرستان سوادکوه است . اهالی این منطقه از گذشته های دور وسایل مورد نیاز خود اعم از زیراندازها ، خورجین ، حوله ، شمد و غیره را توسط دارهایی که در مناطق خود برپا می کردند تهیه می نمودند .

6- تقسیم بندی صنایع دستی
صنایع دستی رابر اساس یک تقسیم بندی می توان در سه گروه هنری ، هنری -مصرف ، و مصرفی به شرح ذیل جای داد.:
1- صنایع دستی "هنری "
به آن گروه از فرآورده هایی اطلاق می شود که دارای جنبه های هنری قوی بوده و در اکثر موارد مصرف چندانی ندارند . مانند مینیاتور، طلاکوب ، و پاره ای از مصنوعات قلمزنی
2- صنایع دستی " هنری - مصرفی "
معمولا" به آن گروه از فرآورده هایی اطلاق می شود که ضمن برخورداری از ارزشهای هنری دارای جنبه های مصرفی نیز هستند نظیر : قالی، گلیم ، جاجیم ، انواع رودوزی ها ، مصنوعات شیشه ای و....
3- صنایع دستی " مصرفی "
معمولا" به آن به آن دسته از محصولاتی اطلاق می شود که دارای ارزش های هنری بسیار ناچیزبوده و درپاره ای موارد نیز فاقد این ارزش ها هستند ولی جنبه های مصرفی قوی دارند . مثل انواع پارچه های دستبافت ، انواع بافتنی ها ، انواع سفال و سرامیک ، لباس های محلی و پوستین و مصنوعات حصیری .
از جنبه ای دیگر صنایع دستی را می توان به 2 گروه عمده یعنی صنایع دستی شهری و صنایع دستی روستائی تقسیم بندی نمود:
- صنایع دستی شهری معمولا" بصورت فعالیت اصلی و دائمی افراد شاغل بوده و مهمترین منبع درآمد و گاه تنها ممر عایدی آنان و خانواده هایشان را تشکیل می دهند ، درصورتی که صنایع دستی در سطح روستا اغلب بعنوان فعالیت فرعی در فاصله زمانی کاشت و برداشت محصولات زراعی جریان دارد .
- صنایع دستی شهری اغلب در کارگاهها تمرکز داشته و نیروی انسانی شاغل در آنها را مردان تشکیل می دهند ، در حالیکه صنایع دستی روستائی بطور کلی جنبه خانگی داشته و بهمین علت نیروی فعال تولیدی عموما" از زنان تشکیل می شود .
- تولید فرآورده های دستی در شهرها توام با تقسیم کاربوده و درجات شغلی به صورت کارآموزی، کارگری و استادکاری مشاهده می شود ، ، افزون براین ، سیستم کارفرمایی و مزد بگیری از ویژگیهای عمده صنایع دستی شهری است .در صورتی که تولید محصولات دستی روستایی بصورت خانگی بوده ، یعنی به کمک همسر ،فرزندان و بعضا" افراددیگر انجام می گیرد و بندرت از کار گر مزد بگیر در امر تولید استفاده می شود .
-در صنایع شهری قیمت گذاری فرآورده ها غالبا" به تبعیت از روند بازار و با محاسبه کلیه هزینه های تولید و پیش بینی مبلغی به عنوان سود خالص صورت می گیرد ،اما محصولات دستی روستایی اغلب دارای حساب هزینه و قیمت تمام شده دقیقی نیستند .
- مصنوعات دستی شهری علاوه بر جنبه مصرفی دارای ارزش هنری و تزئینی نیز می باشد ، در صورتی که فر آورده های دستی روستایی اغلب به منظور رفع نیاز های اولیه زندگی و اغلب بصورت پوشاک ، مفرش و ظروف مختلف تهیه می شود .
درتقسیم بندی دیگرمی توان صنایع دستی را دردو گروه ذیل بیان نمود:
(الف):صنایع دستی خانگی
صنایع خانگی به آن رشته از فعالیت های دستی اطلاق می گردد که در همان محل سکونت صنعتگر و خانواده او مشاهده می شود و در نتیجه خصوصیت مذکور ، اغلب این فعالیت در روستاها مصداق دارد و در شهر ها نیز اگر گاهی دیده میشود در مورد فعالیت هایی نظیر گلیم بافی و قالیبافی و یا سایر رشته های دستبافی و سبد بافی است که معمولا" توسط زنان انجام می گیرد . این بدان معنا است که زنان بدین طریق از صنایع دستی بعنوان فعالیت جنبی استفاده می کنند و درآمد آن بعنوان مکمل در آمد خانواده منظور میشود زیرا زن می تواند از یکطرف به امور خانه داری و بچه داری رسیدگی کرده و از طرق دیگر به مجرد کسب فرصت از آن استفاده کرده و بافت گلیم ،جاجیم و سایر فعالیت ها بپردازد . صنایع خانگی اغلب در حد خود مصرفی یا مصرف محلی بوده و معمولا برای آن از کارگر استفاده نمی گردد.
از طرف دیگر تولیدات خانگی اغلب منطبق با نیازها و شرایط و تجربیات محدود حرفه ای خانواده تولید کننده یا محل تولید می باشد و ازاین روی ممکن است محصول تهیه شده در شهرها به هیچ وجه خواهانی نداشته باشد.
(ب):صنایع کارگاهی
در صنایع کارگاهی که معمولا" در شهرها صورت می گیرد ،کارگاه در محلی جدا از محل سکونت قرار داشته و کارگران نیز عموما" بطور تمام وقت در آن بکار مشغول می باشند.
در صنایع کارگاهی تولید یا برمبنای سفارش (از هرنقطه ای که باشد) و یا برحسب تقاضای بازار آزاد صورت می گیرد . در هردو صورت در حوزهای بسیار وسیعتر از مصرف محلی عمل می کند . تولید کارگاهی مصرف شهری داشته و هرچند در مواردی مصرف روستایی دارد ، لیکن در سایر شهرها عرضه و بفروش می رسد.( پیشین : 108-107).
صرفنظر از تقسیم بندیهایی که مورد اشاره قرار گرفت از نظر تکنیک و مهارتهایی که در صنایع دستی مورد استفاده قرار می گیرد می توان صنایع دستی ایران را در بیست گروه دسته بندی نمود.
- صنایع بافته های داری: فرآورده های این نوع صنایع شامل محصولاتی است که با کمک دارهای افقی و عمودی بافته و تولید میشود مانند قالی و قالیچه ،گلیم ، چنته رویه پشتی و بعضی از انواع زیلو 

- صنایع نساجی سنتی (دستبافی):این نوع از صنایع دستی شامل فرآورده هایی می شوند که با کمک دستگاههای بافندگی تولید می گردد مثل جاجیم ، ترمه ها، زری،کیسه حمام ،زیلو ، شال و انواع پارچه های پنبه ای پشمی و نخی.
- صنایع دستی بافتنی: در این نوع صنایع دستی فرآورده هایی به کمک میل ، قلاب و نظایر آن با استفاده از الیاف طبیعی تولید می شود ، مانند دستکش ، جوراب ، کلاه ، شال گردن، و روسری.
- صنایع روکاری(رودوزی):در این نوع از صنایع دستی فرآورده ها و محصولاتی تولید می شوند که از طریق دو ختن نقوش سنتی بر روی پارچه های بدون نقش و ساده یا کشیدن قسمتی از نخ های تارو پود پارچه بوجود می آیند،مثل سوزن دوزی ، ملیله دوزی ، قلاب دوزی، منجوق دوزی ، گلابتون دوزی ، نقده دوزی و بخارا دوزی.
- صنایع چاپهای سنتی: این نوع از صنایع شامل فرآورده هایی است که از طریق قلم مو ، قالب و شابلون ، مهر و نظائر آن رنگ آمیزی می شود،مانند چاپ قلمکار ،چاپ دندانی،چاپ باتیک و کلافه ای.
- صنایع نمد مالی: انواع فرآورده هایی که بر اثر متراکم کردن پشم و کرک در شرایط فنی مناسب و ازطریق ورز دادن و مالیدن تهیه می شوند ، در این گروه از صنایع قرار می گیرند مانند کلاه نمدی ، نمد های زیر انداز و پادری ،پالتوی نمدی و غیره و.....
- صنایع سرامیک سازی و سفالگری : این نوعه صنایع با استفاده از گل رس و به کمک چرخ سفالگری تولید و با حرارت پخته می شود. در این صنایع از گل حاصل شده از سنگ های کوارتز و کائولن نیز استفاده میشود .
- صنایع شیشه گری فاصله : این گروه فقط محصولات تولید شده توسط مواد معدنی نظیر کوارتز و سیلیس را زیر پوشش قرار داده و خود شامل شاخه هایی مانند نقاشی روی شیشه و تراش شیشه می شود .
- پای پوش سنتی : مصنوعاتی که به مصرف پای پوش رسیده و به نسبت نیاز یا نسبت تولید و ... استفاده از آنها در مناطق مختلف کشور رواج دارد جزو پای پوشهای سنتی محسوب می شود. مانند: گیوه ،چاروق و...
- چرم و پوست : تمام مصنوعاتی که برای تهیه آنها از چرم و پوست بعنوان مواد اولیه استفاده به عمل می آید جزو گروه چرم و پوست هستند. نظیر : پوستین ، نقاشی روی چرم ، زین اسب و ....
- قلمزنی و فلز کاری :کلیه مصنوعاتی که مواد اولیه آنها را نقره ، طلا ، مس ، برنج و آلیاژهای انواع فلزات کم بها تشکیل داده و برروی آنها نقوشی برجسته یا فرو رفته ایجاد گردیده است در گروه قلمزنی و حکاکی روی فلزات جای دارند. چاقو سازی و ساخت قیچی و قند شکنی نیز جزو همین گروه است.
- زینت آلات محلی : این گروه که گاهی عنوان جواهرات بدلی نیز به آن داده می شود معمولا مصنوعاتی را که ترکیبی از سنگ ها و فلزات کم بها ست و دارای ارزشهای هنری زیادی می باشد در بر می گیرد . مانند انواع گوشواره ،گردن بند ، دست بند ، خلخال ، النگو و ...
- سنگ تراشی : مصنوعاتی که مواد اولیه اصلی آنها را انواع سنگ های ارزان قیمت نظیر مرمر، سنگ سبز، سنگ سیاه و... تشکیل می دهد معمولا در ردیف سنگتراش جای می گیرند،مانند انواع مجسمه های سنگی زینتی ، قاب عکس ، سرویسهای رومیزی ، شکلات خوری و ..
- عروسک سازی و تهیه لباسهای محلی : ساخت عروسکهای پنبه ای و مومی با لباسهایی که نشان دهنده شکل وطرح پوشاک مردم مناطق مختلف کشور است و نیز طراحی و دوخت لباسهای محلی .
- صنایع چوبی: رشته هایی نظیر نازک کاری چوب ، خراطی ، معرق کاری ، خاتم سازی ، منبت کاری ،م شبک سازی و ... که مواد اولیه مورد مصرف در آنها را عمدتا" عبارتند از : سبد ، حصیر ، بامبو ، مروار ، ترکه بافی و...
- مصنوعات تزئینی : محصولاتی که ضمن برخورداری از طرح های اصیل و سنتی دارای جنبه های هنری و تزئینی بوده و تولید آنها توام با ارزش افزوده زیاد است معمولا" در این گروه قرار می گیرند . نظیر مینا ، مینیاتور، نقاشی روی صدف ، کنده کاری روی عاج و.....
- محصولات تکمیلی: مصنوعاتی که برای ساخت آنها دو یا چند نوع محصول دست ساز به طور توامان مورد استفاده قرار گرفته مصنوعات تکمیلی محسوب می شوند . مانند کیف های دستی که ترکیبی از پارچه و چرم است. یا انواع لباسهایی که با استفاده از پارچه های تولیدی چند نقطه از کشور دوخت می شود.
- ریسندگی و تابیدن الیاف پشمی و پنبه ای : این رشته همانگونه که از نامش بر می آید شامل تبدیل پشم و پنبه به نخ می شود و خود در بین صنایع دستی ایران تشکیل یک گروه را می دهد.
- سایر: مصنوعاتی نظیر طلا کوبی روی فولاد ، فیروزه کوبی ،تراش سنگهای قیمتی نظیر فیروزه و عقیق،گوهر نشانی و ... که قابل گنجاندن در سایر گروه ها نبوده و صنایعی منفرد هستند معمولا" در این گروه قرار می گیرند.( سازمان صنایع دستی ایران، 1362 :52-50)

ب) پنج سوال کلیدی دربرنامه ریزی توسعه صنایع دستی مازندران
1-ارزیابی موقعیت فعلی صنایع دستی مازندران
ازخودبپرسید اکنون صنایع دستی درکجا قراردارد؟همه موقعیت های مهم صنایع دستی رابررسی کنید:وضعیت پیشرفت صنایع دستی، موقعیت حرفه ای هنرمندان، ارتباط صنایع دستی بازندگی مردم......ونقطه قوت وضعف آن رامشخص کنید.
نقطه شروع تدوین برنامه توسعه، تحلیل دقیق شرایط فعلی است.با علم به اینکه قابلیت انعطاف پذیری وانتقاد پذیری درسطوح عالی ومیانی نظام اداری استان وجود دارد یعنی سوال کنیم ازعالی ترین مقام دولت درمازندران ومدیران ذیربط ازوضعیت موجود صنایع دستی:
-آیا مکاتبات،مکالمات،مراجعات،جلسات،ماموریت ها،وهمه تلاشهای صورت گرفته پاسخ گویی نیازمندیهای هنرمندان مازندران بود؟
-آیافروشگاههای صنایع دستی درمرکزوشهرستانهای استان ، فروشنده محصولات صنایع دستی مازندران هستندیاچین وهندوکشورهای خارجی؟
-آیا مد یران خسته وبازنشسته سازمان ذیربط توان هدایت این هنرملی وبومی دراستان را دارند که به صورت گردشی ازسال 1384 بیش از16 سال سکانداراین سازمان هستند ؟
-آیا کارگاه تولیدی هنرمندان صنایع دستی دراستان شرایط مناسب ولازم را دارند؟
- آیا درشهرک های صنعتی استان کارگاه تولیدی صنایع دستی موجودهست؟
- آیا سهم اعتبارات صنایع دستی استان نسبت به جایکاه ونقش آن دراشتغالزایی مناسب هست؟
- آیا بازارچه های صنایع دستی مرکزاستان وشهرستانها توسط شهرداری ها وشورای اسلامی دیده شد؟
- آیا مراکزآموزشی صنایع دستی درمرکزاستان وشهرستانها فعال وپاسخگوی نیازمندیهای جوانان وعلاقمندان می باشد؟
- آیا مشاورتخصصی وعلمی صنایع دستی درکادرحوزه مشاورین استاندارمازندران دیده شد؟
- آیا هدایای مهمانان داخلی وخارجی توسط مسئولین ازصنایع دستی مازندران تامین می شود یامحصولات غیرهنری وتزئینی خارجی؟
- آیا درمدارس استان ازصنایع دستی مطلبی وکلاسی یاکارگاهی تشکیل می شود؟
- آیا فارغ التحصیلان صنایع دستی ازدانشگاه مازندران درصنایع دستی استان مشغول به کارمی شوند؟
- آیا می دانید صادرات صنایع مازندران درنقطه صفر قراردارد ولی استان مازندران بزرگترین وارد کننده صنایع دستی کشورهست؟
-آیا سهم صنایع دستی درصنعت گردشگری استان وآمار12میلیونی گردشگران داخلی وخارجی درهرسال کجا قرارمی گیرد؟
- آیا درتجارت الکترونیکی صنایع دستی استان سهمی دارد؟
- آیا یازده نماینده مردم مارندران درمجلس تلاشی رادرتوسعه صنایع دستی استان مثل جذب اعتبارات ملی برای شهرک صنایع دستی، حضورهنرمندان درسطوح ملی وبین المللی، مجوزاستخدام فارغ التحصیلان صنایع دستی دراین سازمان، سرعت بخشیدن به بیمه هنرمندان ، افزایش تسهیلات بانکی به هنرمندان با کمترین تشریفات وتضمین های بانکی، ابلاغ به دولت درپیشگیری ازورود محصولات صنایع دستی خارجی به داخل، کمک به هنرمندان دربخش های مختلف زندگی شخصی وشغلی..... انجام دادند؟
- آیا ازتریبون های نمازجمعه توسط امام جمعه مرکزاستان وشهرستان ها درترویج فرهنگ صنایع دستی دراستان ونقش آن دراشتغالزایی وکسب درآمد وپیشگیری ازآسیب های اجتماعی ومهاجرت های روستائیان به شهرها مطلبی بیان گرد ید؟
- آیا دانشگاهها واساتید ودانشجویان درتوسعه صنایع دستی نقش آفرینی خود را به صورت ارائه مطالعات علمی، مقاله های پژوهشی ، کتاب های تالیفی وترجمه ای، همایش های استانی ومنطقه ای وملی.....ایفانمودند؟
- آیا رسانه های جمعی استان درترویج فرهنگ صنایع دستی وکاربرد آن درزندگی وآموزش آن به جوانان نقش آفرینی داشتند؟
-

2-بررسی گذشته صنایع دستی
به سابقه صنایع دستی درمازندران نگاه کنیدوازخودبپرسید:چگونه به جایگاه فعلی صنایع دستی رسیده اید؟چه گام های حیاتی را ازابتدای شروع کارصنایع دستی دراستان برداشتید؟چه کارهای درست یا اشتباهی درصنایع دستی انجام گرفت؟چه رویدادهایی صنایع دستی را به جایگاه فعلی رسانده است واین جایگاه رابهتریا بدترکرده است؟
مرورگذشته نه چندان دور ازوضعیت صنایع دستی مازندران نشان می دهدکه:
- بیش ازده هزارنفر ازمردم مازندران درصنایع دستی مشغول به کاربودند ودرآمد زندگی آنان به صورت مستقیم وغیرمستقیم ازصنایع دستی تامین می شد.
- دربخش صادرات صنایع دستی « فرش دستباف کلاردشت » برجسته ترین محصول صنایع دستی کشوربود .
- بخش خصوصی درتوسعه صنایع دستی وبازاریابی نقش بسزایی داشت وهنوزهم فروشگاه صنایع دستی توسط بازنشسته های صنایع دستی درفروش محصولات استان موثرهست.
- کاربرد صنایع دستی درزندگی مردم مخصوصا روستاها دربالاترین سطح قرارداشت
- اشتغال زنان خانه داردربخش صنایع دستی ازگام های موفق درگذشته بود.
- پیشکسوتان صنایع دستی همیشه مورد توجه ، حمایت وتقدیرقرارداشتند.
- برگزاری نمایشگاه های صنایع دستی درسطح شهرستان ها، استانی،منطقه ای وکشوری باحضورهنرمندان اقصی نقاط کشورمورد توجه وحمایت قرارمی گرفت.
3-خلق آینده فوق العاده درصنایع دستی
می خواهید درآینده صنایع دستی چه جایگاهی داشته باشد؟می خواهیدیک،سه ، پنج یا ده سال دیگر کجا باشید؟تعیین آینده ایده آل بر مبنای جایگاه امروز وروش دستیابی به آن بسیارمهم است:
- صنایع دستی دربخش اشتغال جوانان وآیندگان استان نقش اول را داشته باشد.
- فروشگاههای صنایع دستی درمازندران نقش بازاریابی وفروش محصولات صنایع دستی استان را درالویت اول خودقراردهد
-اشتغال کلیه خانواده ها با تولیدوتوسعه صنایع دستی
-ایجادفرهنگ کاربرد صنایع دستی درزندگی مردم
-افزایش درآمدزنان وسرپرست خانوارها با ورود به برنامه توسعه صنایع دستی
4-تعیین گام های بعدی توسعه صنایع دستی مازندران
چگونه می خواهید به آینده ای که متصورهستید برسید؟چگونه می خواهید باافراد ومنابعی که دراختیاردارید، ازجایگاه فعلی به جایگاه مطلوب برسید؟یکی از روش های مطلوب برای پاسخ به این سوال « حرکت سیستمی صنایع دستی» است:
- تدوین برنامه توسعه صنایع دستی به صورت کوتاه مدت(یکساله) میان مدت(یک الی سه ساله)بلندمدت(سه الی پنج ساله)
-ترسیم نقشه اقدامات والزامات برای توسعه صنایع دستی درمازندران
-ایجادبسترحرکت توسعه صنایع دستی به صورت سیستمی ازمقام عالی استان تا مسئولین روستاهها مثل بخشدار،دهیار،شورای اسلامی بخش ها
-شناسایی منابع موجوددرمازندران درتوسعه صنایع دستی وتلاش درجهت به دست آوردن منایع موردنیاز
-ایجاد وتوسعه مراکزآموزشی برای توسعه صنایع دستی درکلیه شهرستانها
-بکارگیری نیروی انسانی توانمندوعلاقمنددرهدایت جریان برنامه توسعه صنایع دستی
-بهینه سازی ساختارسازمانی روان وآسان برای توسعه وانجام فعالیت های هنرمندان درصنایع دستی
5-تهیه چک لیست اقدامات والزامات توسعه صنایع دستی مازندران
به چه مواردی نیازدارید؟چه مهارت ها،منایع یا امکانات بیشتری برای دستیابی به اهداف توسعه صنایع دستی درآینده نیازدارید؟
نیرومندترین ابزاربرای پاسخ به این سوالات استفاده ازچک لیست وفهرستی ازهمه کارها وگام های لازم برای رسیدن به جایگاه مطلوب است.
اقدامات والزامات برنامه توسعه صنایع دستی درمازندران:
1- اقتصادی کردن هنریعنی « صنایع دستی هدیه دهیم».
2-- بخش صنایع دستی استان نیازمند «همکاری و هم افزایی همه جانبه دستگاه ها و مدیران استان »است که همه در استان باید برای معرفی، رونق و توسعه این بخش فعالیت کنند که در صورت تحقق این مهم،هنرمندان صنایع دستی استان نیز آمادگی دارند حضور کمی و کیفی بیشتری در این عرصه داشته باشند.
3-«بازاریابی صحیح صنایع دستی» می تواند زمینه ساز ایجاد و حفظ اشتغال و درآمد پایدار شود.
4-«راه اندازی شهرک صنایع دستی در استان» یک اقدام ضروری برای حمایت از هنرمندان و فعالان این بخش است که امیدواریم هرچه سریعتر این شهرک با هدف تجمیع و توسعه هنرهای سنتی و صنایع دستی مازندران راه اندازی شود.
5-«سهولت در راه اندازی کارگاه های صنایع دستی» عدم نیاز به سرمایه گذاری کلان، نیاز نداشتن به مواد خارجی و سهولت در تولید سبب شده که صنایع دستی به عنوان یکی از مصادیق اقتصاد مقاومتی مورد توجه قرار گیرد.
6-«آموزش و صدور مجوز برای تولید بیشتر و رونق بخش صنایع دستی »در استان مد نظر قرار گیرد.
7- رونق صنایع دستی نیاز به «فرهنگ سازی و استفاده از این هنرها درزندگی روزانه مردم »ما دارد و این درحالی است که اگر بازارهای فروش تولیدات و محصولات صنایع دستی جان نگیرد این بخش همواره با رکود و بی رونقی همراه است که برای موفقیت در عرصه فروش نیز نیازمند تبلیغات و بازاریابی صحیح برای فروش تولیدات هنرمندانمان هستیم.

8-«برپایی نمایشگاه های فصلی و دائمی و شرکت در نمایشگاه های داخلی و بین المللی »یکی از راه های بازاریابی و رونق فروش صنایع دستی است که این مهم به عنوان یک اولویت در دستور کار بخش صنایع دستی استان است.
9- تمرکزبرراه اندازی« کارگاه های صنایع دستی وکارگاه های کوچک » زمینه سازاشتغالزایی بیشتری را فراهم می کند بستر مناسب تری برای فروش فراهم خواهد شد. فعالیت های تولیدی در حوزه صنایع دستی یکی از آسان ترین راه ها برای ایجاد اشتغال در بین همه صنایع است زیرا با کمترین میزان سرمایه می توان در این حوزه ایجاد اشتغال کرد.
10- «حمایت های دولتی شامل پرداخت تسهیلات به صورت سرمایه در گردش و سرمایه ثابت با بهره مناسب »جهت حمایت از تولید، تجهیز کارگاه های تولیدی، ایجاد بازارچه دائمی صنایع دستی برای فروش محصولات صنایع دستی، تامین مواد اولیه مرغوب، بازاریابی محصولات صنایع دستی در داخل و خارج از کشور است.
11-«حمایت های بخش خصوصی» در این بخش نیز شامل راه اندازی کارگاه های تولیدی، شرکت در نمایشگاه های داخلی و خارجی، پیگیری دریافت تسهیلات و هزینه در حوزه صنایع دستی، سرمایه گذاری در زمینه تولید محصولات شاخص استان است.
12-«عرضه محصولات صنایع دستی در اماکن گردشگری »فرصتی مناسب برای فعالان این بخش است به طوری که گردشگران ضمن بازدید از اماکن گردشگری با صنایع دستی استان نیز آشنا می شوند.
13-«صنایع دستی عامل موثردر رونق اشتغال و درآمدزایی استان » یکی از بخش های مهم است که تاثیر مهم در رفع معضل بیکاری و توسعه اقتصادی مازندران دارد.

 

کلام آخر
استان مازندران با وجود ظرفیت‌های بسیار بالا در حوزه صنایع‌دستی نقش بسزایی درتوسعه صنایع‌دستی در کشور را دارد، در حالی که شمار رشته‌های صنایع‌دستی مازندران و تنوع آن از جایگاهی به‌مراتب بهتر از بسیاری از استان های تولیدکننده صنایع‌دستی برخوردار است که شاید یکی از دلایل آن را بتوان ماهیت زندگی کشاورزی وصنعت گردشگری دانست..
همچنین کالای صنایع دستی مازندران از تنوع وجذابیت بالایی برخورداراست، بنابراین، بین علاقه ¬مندان صنایع دستی چه درداخل استان وکشوروخارج ازکشور از جمله درکشورهای حاشی?

نظر شما

Your Name Description

Your Email Description

Your Website Description

Your Comment Description

 

Parent Comment Description

کاربر گرامی، وارد نمودن نام و نام خانوادگی، آدرس ایمیل و آدرس وب‌سایت اختیاری می‌باشد.
تبلیغات